انگار اینجا کسی زیاد از من خوشش نمیاد. انگار که خونه ی قدیمی آجر بهمنیه دختر خوشگله ی کوچه رو فروخته باشن به یه سبیل کلفت نخراشیده زبون نفهم. من زیاد باهار رو نمیشناسم. مدت زیادی هم نیست که باهاش آشنا شدم. اگه اون نمیخواد بنویسه یا بهتر بگم نمی تونه بنویسه به ولای علی تقصیر من نیست. من فقط خواستم چراغ این خونه روشن باشه ولی اگه با نوشته هام حال نمیکنین ...
میتونم برم بساطمو جای دیگه پهن کنم
میتونم برم بساطمو جای دیگه پهن کنم
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:17  توسط باهار بی نارنج
|
