تبليغاتX
تا اطلاع ثانوی تعطیل است - آیا من هم بر دستان زنم بوسه می زدم؟

تا اطلاع ثانوی تعطیل است

اراجیف باهار نارنج

جریان دستگیری خدیجه مقدم را به حتم دنبال کرده اید. کاری به ماوقع داستان ندارم. حرفی که همسر او زد من را برانگیخت که چند سطری بنویسم.

وقتی خانم مقدم را بردند دستبند به دستش زدند. همسرش کفت: باید بر دستان این زن بوسه زد!

چند مرد را میشناسید که این گونه از زن خود ستایش کند؟ زنی که باعث شده همسرش در این سن و سال دائما یک پایش در کلانتری باشد و یک پایش در دادگاه و زندان؟ چند مرد میتواند این گونه در مقابل جامعه مرد سالار ما بایستد و بگوید به پاس خدماتی که این زن برای همجنسهایش انجام داده باید بر دستانش بوسه بزنیم؟

دکتر شریعتی که مرد احسان فرزند بزرگش جوان تازه بالغی بود. حالا همه بچه ها به سروسامان رسیده اند و هرکدام در رشته ای صاحب نظرند و اینها به هنر پوران بود که تحمل کرد این همه سال زندانی کشیدن و نبودن شوهر را و سرآخر هم مرگش را و کم نداریم زنانی که در این دوره تمام سختی های زندگی این مردهای سیاست پیشه را به دوش میکشند. مطمئنم که چمدان دلاری در کار نیست. همسران مردان زندانی خودشان مرد خانه شان میشوند و تمام افتخارات اوین رفتن را میگذارند برای آقای همسر. همسر گنجی را یادتان هست؟ واقعا چند تا از این مردها بعد از آزادی جلو چشم دیگران بوسه ای بر این دستها زدند؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 22:12  توسط باهار بی نارنج  |