بحثی در وبلاگستان راه افتاده درباره ی نوشتن زنان از بدنشان که آیا این هم مصداق پورنوگرافی است یا نه و اینکه آیا زنان مسائل و مشکلاتی بیشتر و بزرگتر از چگونگی انجام اعمال جنسی یا نام بردن از واژن خود دارند یا نه. بنای کارم در این وبلاگ به ایجاز بود ولی چند نکته ورای جنسیتم به نظرم آمد که بنویسم.
آیا صرف نوشتن یک زن از اندام و چگونگی انجام اعمال جنسیش مصداق پورنوگرافی محسوب می شود؟
نمی دانم شما تا چه اندازه در جمع های مردانه بوده اید. گفتن عبارت به ..یرم در میان مردها معمول و مصطلح است ولی تا به حال ندیده ام زنی برای اثبات بی خیالیش به یک موضوع آن را به آلت تناسلیش حواله دهد. در مجموع فکر می کنم زنان ماخوذ به حیا ترند. در جمع های زنانه زیادی نبوده ام ولی دیده ام زنها معمولا جمع و جور می نشینند و تا کرمی در درونشان وول وول نکند چیزی را به عمد به نمایش نمی گذارند. ولی آقایان حتما خاطرات زیادی از این موضوع دارند که هی خانمشان بهشان تذکر داده فلانی درست بشین. نه اینکه عمدی باشد. نه! اصلا انگار آن برجستگی زیر شلوار ابدا باعث خجالتمان نیست که جمع و جورش کنیم. شاید مایه مباهات هم باشد.
چند بار در مهمانی که خودمان شلوار جین چسبان پوشیده بودیم خانمی را که خط سینه اش پیدا بوده به فلان و بهمان نسبت دادیم و به همه گفتیم فلانی هی نخ میداد؟
چند بار در جمع های مردانه ی دوستانه مان عبارت ..س شعر را به کار برده ایم؟ خار ..سده چطور؟
موقع رانندگی که دیگر پاک همه چیز از یادمان می رود.
خانمهای محترم! زیادی نگران این جمع مردانه وبلاگستان که رگ گردنشان یک متر به هوا بلند شده نباشید. این آقایان مثل نقل و نبات هر روز از واژن شما در موقع رانندگی و دعوا و تعریف کردن خاطراتشان مایه می گذارند. حالا که خودتان دارید اسم جزئی از بدنتان را می آورید یاد ناموس پرستیشان افتاده اند.
کمپین و دیه و ارث و هویت حقوقی یک زن بسیار مهمتر از جنگیدن بر سر نوشتن از رختخواب است. من هم بدون ذره ای تردید به همین موضوع اعتقاد داشتم. جنبش زنان هم به تمام زنان و هم به تمام مردان خود برای ادامه راه با تمام انرژی احتیاج دارد. شاید تا دیروز من هم به این دوستان پرخاش می کردم که در حالی که خانم مقدم و سایر دوستان در زندانند بیایید دست از این بازی بردارید. ولی به درک تازه ای از موضوع رسیدم. وقتی حتی اسم اندامهای زنانه را سانسور می کنند، وقتی پستان تبدیل به سینه می شود ( حتی در برنامه های تخصصی پزشکی) و حتی سینه هم تبدیل به عضو شیردهی آیا یک زن حق این را ندارد که معترض باشد؟ شروع هر جنبشی احتیاج به عقیده داشتن به یک سری اصول پذیرفته شده اولیه دارد. آیا یک زن بدون پذیرفتن حق مالکیت خودش بر بدن خودش و بازگویی آنچه در معمول ترین حالات یک زن مثل سیکل ماهیانه بر او می گذرد، می تواند از حقوقی چون حق نگهداری فرزند و داشتن حقوق برابر در دیه و ارث و شهادت دادن و سایر موضوعات دفاع کند؟ آیا زنی که بدن خودش را هنوز به عنوان یک تابو قبول دارد می تواند از حضور خود در اجتماع دفاع کند ؟
نمی خواستم اینجا بیانیه سیاسی یا شعار های فی می نیستی بدهم. نه زن ذلیلم و نه خواسته ام برای خوشایند زنان چیزی بنویسم. به عنوان یک مرد که بسیاری از حقوق انسانی من نیز نادیده گرفته شده است خواستم بگویم که بیایید حق مالکیت بر بدن خودمان را بپذیریم و با شمشیر سنت و مذهب به جان هر چیزی که نمی پسندیم نیفتیم. حجاب حق زنیست که آن را انتخاب کرده. پس لطفا به دیگران هم حق انتخاب بدهیم. مطمئنا ایران تبدیل به جزیره ی لختی ها نخواهد شد.