تبليغاتX
تا اطلاع ثانوی تعطیل است

تا اطلاع ثانوی تعطیل است

اراجیف باهار نارنج

روزهای تلخ و شیرین و همه ی دوستان عزیز و نادیده به خدا میسپارمتان

دوران بلاگ نویسی هم مثل دوران سربازی و دانشجویی انگار روز آخری دارد و روز فارغ التحصیلی .

 دلم برای تک تک شما تنگ خواهد شد . برای همه ی روزهایی که همگی گریه کردیم و خندیدیم.

سر خواهم زد و خواهم خواند ولی امکان نوشتن دیگر نیست .

از همین الان عید همه مبارک و ایام به کام

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 15:3  توسط باهار بی نارنج  | 

با تشکر و امتنان بسیار از حامد عزیز

۱- بچه عزیز دردانه ی خانه بودم و دائم زیر  دست و پای دایی جوان -که خودش هم نیمچه صدایی دارد و تحریر هم خوب می رود و جای ضبط ماشین هم گاهی می خواند - و دور و برت پر بود از کاستهای استاد که مینشستم و باهاشان جای آجرهای لگو خانه می ساختم از من یک عاشق شجریان ساخت ! البته این عشق عمیق مخفی ماند و یکباره در بیست و دو سالگی قلمبه زد بیرون . ببار ای بارون ببار ...

۲- نمیدانم خوانندش کیه . تک خوان گروه بچه های کنفدراسیون احتمالا و آهنگ آفتابکاران که نمیدونم چند بار باهاش تو کوه ، توی صعودهای یک نفره  گریه کردم و بالا رفتم و گفتم جان جان .... یه جنگل ستاره داره  جان جان ...

۳- من فریدون و فرهاد رو به یک اندازه دوست دارم و متاسفانه به یک اندازه خاطرات عشقهای ورپریده و ناکام و جوانمرگ شده و فین فین های شبهای خوابگاه و بیابونای کاشان و حیاط دانشکده رو یادم میندازه ... تن تو نازک و نرمه ......

۴- تنها کسی که حاضرم به خاطرش از همین مکان جغرافیایی تا استادیوم آزادی بدوم و برم ردیف اول و براش از ته دل هورا بکشم ............................... داریوش
انقدر که این مرد صداش باشکوهه . شاید یه کم تعصب دارم ولی به هر حال نمیتونم صداش و بشنوم و هیچ اتفاقی تو حالات درونیم نیفته . مخصوصا از وقتی این کارای ضد اعتیاد رو شروع کرده بیشتر دوستش دارم .  میون این همه کوچه که به هم پوسته ......

۵- کل آهنگهای جینگولی برای وقتی که آمپر میچسبونم و حالم از زمین و زمان و احمدی نژاد گه مرغی شده . حتی جواد ترین هاش رو هم دوست دارم برا رقصیدن و جفتک پرونی تو مهمونی . دلمو سوزوندی برو حالشو ببر ....

۶- محسن نامجو . دیوانه ای که باید از نو شناخت . محسن جان لطفا عاقل نشو . پایت را از گلیمت هر چه میتوانی دراز تر کن . ترنج منو بیست و چهار ساعت مسخ کرد .  ببین جهان چگونه کرده است راست ....

آهنگ های چندشی

۱- رتبه اول و سیمرغ طلایی میرسد به خانوم حمیرا با اون موهای افشون افشون و صدای خیش خراشما و آهنگهای رو مخیش.

۲-تمام این آهنگ های رپ بی سر و ته و چرت و چرند جدید ایرانی

۳- سلن دیون جواد!

هر کی دوست داره از قول من خودشو دعوت کنه ( انقدر که از این بالاترین حرصم گرفته!)

پ.ن : بازگشت پیروزمندانه و ظفرمندانه و همه چی مندانه ی دکتر امید را به عموم  امت بلاگ پرور تبریک عرض می نماییم.

پ.ن ۲ : از کلیه عزیزانی که نامشان در قسمت دوم جا افتاد صمیمانه عذر می خواهم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 19:34  توسط باهار بی نارنج  | 

مرسی زاغچه جان که ما رو دعوت کردی

اووووووووووووووم ! کتاب نخونده ؟!!

۱- قرآن کریم و مجید و اینا ... ( کریم مال وقتی پیامبر اکرم بود مجید هم مال وقتی اعظم شد )

۲- کل کتابهای ریاضی دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی

۳- کتاب کوری رو از دوستم امانت گرفته بودم بخونم . قبل از اینکه تموم بشه وقت پس دادنش رسید . من هم یه سال دنبال کسی بودم که آخرشو برام تعریف کنه . میرفتم میخریدمش ؟ بی خیال ...

۴- برادران کارامازوف به انضمام جنگ و صلح و تمام این رمان های کیلویی روسی ...

۵- کل کتاب های دکتر سروش و بابک احمدی . تو مورد دوم شدیدا از استاد شاکیم ! { آیکون عصبانی}

* برای اولین بار در عمر ۵ ساله ی وبلاگ نویسیم از این شکلکها استفاده کردم . مبارکه

**امروز کلی ۶ تا کتاب مجانی نصیبم شد که باید همشو بدم سودارو

اینها را هم دعوت به اعتراف میکنم با زبان خوش :

ساسوشا - سمانه - سودارو - دریاباری عزیز - یه دونه هم خالی که هر کی دوست داشت بگه دعوتش کنم ( به سبک عشوه شتری بالاترینی ! )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 22:28  توسط باهار بی نارنج  | 

بلاگرد از کار افتاده و من لیست تمام دوستانم را از دست داه ام . حافظه ام ؟ بی خیال . من شماره تلفن خانه ام را هم از بر نیستم .
دستتان طلا ! یک پیغام بگذارید به همین سیستم ذغال سنگی بلاگفا اضافه تان کنم .

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 15:29  توسط باهار بی نارنج  | 

 

 

من بی می ناب زیستن نتوانم

 بی باده کشید بار تن نتوانم

 من بنده آن دمم که ساقی گوید

یک جام دگر بگیرومن نتوانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 15:11  توسط باهار بی نارنج  |