تبليغاتX
تا اطلاع ثانوی تعطیل است

تا اطلاع ثانوی تعطیل است

اراجیف باهار نارنج

 
.............و این منم
 
 باز هم زنی تنها
 
این بار ایستاده در برابر فصلی گرم
 
در آستانه ۲۷ سالگیم
 
و باز هم رها شده در انبوه یادها
...........
 
 
انگار هر سال همون حدیث تنهایی و نارو خوردن و حرف شنیدن و ایستادن و بغض کردن و حسرت خوردن ....
پس کی کمی عقل به سر تو میاد بهار ! کی می فهمی آدما از آدما زود سیر میشن ؟ کی میفهمی آدمای نازنین نازو فقط برا خودشون می خوان ؟ کی می فهمی همه فقط خاطر خواه روزای اردیبهشتین  ؟ کی سرت میخوره به سنگ روزگار ؟ کی آدم میشی ؟ زن می شی ؟ بزرگ می شی ؟ کی یاد می گیری آدما همشون پشت یه پرده مهربونی قایم شدن ؟ کی میفهمی آخه دختر ؟ پیرم کردی .........
کی دل میکنی از این بعد از ظهرای قرار و ناز و بوسه ؟ کی یادت می ره پالیزی و ترکمنستان و خواجه عبدالله ؟ کی یادت میره لاک پشت تو آبو ؟ کی یادت میره هرم نفس گیر گرما رو ؟ کی یادت میره ؟؟؟؟
آدم شو ......
بهار آدم شو.......
بهار یا آدم شو یا بمیر ......
 
دوم تیر تولد منه ..... خبر مبتذل تر از این نبود !!!!  
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 21:36  توسط باهار بی نارنج  | 

می ترسم
از حضور پر نخوت مردانه ات
بر حاشیه آفتابی ظرافت دخترانه ام

می ترسم
از هجوم نامردانه اندام مردانه ای
بی اذن عشق

با لالائی نشئه هورمون ها

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 10:37  توسط باهار بی نارنج  | 

 

تو این مدت فهمیدم تنها چیزی که به من آرامش میده همین حضور مجازیه و همین آدمهایی که تو این ۴ ساله دور خودم جمع کردم .... میخوام یه خونه تکونی اساسی تو دلم را بندازم و هر چی آدم اضافه و خاطره مونده و یادگاریهای کپک زده هست بریزم بیرون و بچسبم به کارم و ورزش و تفریح و کار .

فهمیدم شادیهای زمین از جایی شروع میشه که هیچ مردی نباشه .....

پی نوشت : بلاگرهای عزیز عشق کایا : یه سی دی از کارای این خواننده گرفتم انقدر که شماها تعریفشو کردین .... راست میگفتین ....

پی نوشت ۲ : دکتر امید منتظر بازگشت فاتحانه شما به عرصه وبلاگستان هستیم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 9:28  توسط باهار بی نارنج  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 9:42  توسط باهار بی نارنج  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 13:3  توسط باهار بی نارنج  | 

 

ای   بس  که  نباشیم و جهان خواهد بود

نی  نام  ز  ما  و  نه  نشان  خواهد  بود

زين   پيش  نبوديم   و  نبد   هیچ   خلل

زين   پس   چو  نباشيم همان خواهد بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 11:5  توسط باهار بی نارنج  | 

 

منم که میفهمم چی میگی نسترن .... منم که  میدونم روشنی سیگار تو صورتت .....منم که میدونم هایده و سالهای رفته و حسرت نیومده ها و کسی که کنارمه و انگار نیست و تو هستی و نشئه میشم از بودن با زنی که می فهمه وقتی بهار قاطی داره  در فی می نیستی شو میذاره و میره ماتیک میزنه و سرخاب سفیداب مبکنه . له له میزنه برا یه شب که باشی و باشه و انقضا دار یا گذشته مستت کنه صدای نسترن و عکسی که نگفتیم ازش و نیاد و نباشی و تنها بشینه زل بزنه به دگمه های سیاه تلفن که این بار فاصله ی منه با زنی یا نه دختری که می خوام مثل اون بشم و اون نیست که بدونه .....پروانه هایی که می چرخن و میخوان بسوزی و برن زیر چتر یه دود زده ی دیگه و هوار هوار کنن ...... نسترن نسترن نسترن .... شاخه ی شکسته دل آدم هیچ وقت  ریشه نمیزنه تو خاک غریبه .... نفس آدم که بسته شه به نفس یه خونه ..... تو میدونی من چی میگم ... به خدایی که بالا سرمونه و می خوام هزار سال نباشه و سایه ی سنگینشو ور داره و بره تو میدونی نسترن .... میدونی ..... منم میدونم فاصله ی اتاق بالا و پایین و حوض و جای سرخ شده روی پای بچه ای که یه هو فهمیده چه بی خبر بزرگ شده ......

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 21:55  توسط باهار بی نارنج  | 

 

ببین دیازپام ۱۰ خورانده اند خلق را

 

لذت کشف یک موسیقی معرکه .................................................................

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 19:44  توسط باهار بی نارنج  | 

 

 

حالا من بنویسم اینجا ........... دنیا قشنگتر میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 20:46  توسط باهار بی نارنج  | 

 

 

تو لامصب

بودنت هم عین نبودن می ماند

 

پی نوشت برای ملا لغتی ها :
لامصب همان لامذهب بی دین پدرفلان است .... بمیرد کسی که غلط املایی بگیرد
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 21:53  توسط باهار بی نارنج  |