پس کی کمی عقل به سر تو میاد بهار ! کی می فهمی آدما از آدما زود سیر میشن ؟ کی میفهمی آدمای نازنین نازو فقط برا خودشون می خوان ؟ کی می فهمی همه فقط خاطر خواه روزای اردیبهشتین ؟ کی سرت میخوره به سنگ روزگار ؟ کی آدم میشی ؟ زن می شی ؟ بزرگ می شی ؟ کی یاد می گیری آدما همشون پشت یه پرده مهربونی قایم شدن ؟ کی میفهمی آخه دختر ؟ پیرم کردی .........
پس کی کمی عقل به سر تو میاد بهار ! کی می فهمی آدما از آدما زود سیر میشن ؟ کی میفهمی آدمای نازنین نازو فقط برا خودشون می خوان ؟ کی می فهمی همه فقط خاطر خواه روزای اردیبهشتین ؟ کی سرت میخوره به سنگ روزگار ؟ کی آدم میشی ؟ زن می شی ؟ بزرگ می شی ؟ کی یاد می گیری آدما همشون پشت یه پرده مهربونی قایم شدن ؟ کی میفهمی آخه دختر ؟ پیرم کردی .........
از حضور پر نخوت مردانه ات
بر حاشیه آفتابی ظرافت دخترانه ام
می ترسم
از هجوم نامردانه اندام مردانه ای
بی اذن عشق
با لالائی نشئه هورمون ها
تو این مدت فهمیدم تنها چیزی که به من آرامش میده همین حضور مجازیه و همین آدمهایی که تو این ۴ ساله دور خودم جمع کردم .... میخوام یه خونه تکونی اساسی تو دلم را بندازم و هر چی آدم اضافه و خاطره مونده و یادگاریهای کپک زده هست بریزم بیرون و بچسبم به کارم و ورزش و تفریح و کار .
فهمیدم شادیهای زمین از جایی شروع میشه که هیچ مردی نباشه .....
پی نوشت : بلاگرهای عزیز عشق کایا : یه سی دی از کارای این خواننده گرفتم انقدر که شماها تعریفشو کردین .... راست میگفتین ....
پی نوشت ۲ : دکتر امید منتظر بازگشت فاتحانه شما به عرصه وبلاگستان هستیم .
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نه نشان خواهد بود
زين پيش نبوديم و نبد هیچ خلل
زين پس چو نباشيم همان خواهد بود
منم که میفهمم چی میگی نسترن .... منم که میدونم روشنی سیگار تو صورتت .....منم که میدونم هایده و سالهای رفته و حسرت نیومده ها و کسی که کنارمه و انگار نیست و تو هستی و نشئه میشم از بودن با زنی که می فهمه وقتی بهار قاطی داره در فی می نیستی شو میذاره و میره ماتیک میزنه و سرخاب سفیداب مبکنه . له له میزنه برا یه شب که باشی و باشه و انقضا دار یا گذشته مستت کنه صدای نسترن و عکسی که نگفتیم ازش و نیاد و نباشی و تنها بشینه زل بزنه به دگمه های سیاه تلفن که این بار فاصله ی منه با زنی یا نه دختری که می خوام مثل اون بشم و اون نیست که بدونه .....پروانه هایی که می چرخن و میخوان بسوزی و برن زیر چتر یه دود زده ی دیگه و هوار هوار کنن ...... نسترن نسترن نسترن .... شاخه ی شکسته دل آدم هیچ وقت ریشه نمیزنه تو خاک غریبه .... نفس آدم که بسته شه به نفس یه خونه ..... تو میدونی من چی میگم ... به خدایی که بالا سرمونه و می خوام هزار سال نباشه و سایه ی سنگینشو ور داره و بره تو میدونی نسترن .... میدونی ..... منم میدونم فاصله ی اتاق بالا و پایین و حوض و جای سرخ شده روی پای بچه ای که یه هو فهمیده چه بی خبر بزرگ شده ......
ببین دیازپام ۱۰ خورانده اند خلق را
لذت کشف یک موسیقی معرکه .................................................................
حالا من بنویسم اینجا ........... دنیا قشنگتر میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو لامصب
بودنت هم عین نبودن می ماند
پی نوشت برای ملا لغتی ها :
لامصب همان لامذهب بی دین پدرفلان است .... بمیرد کسی که غلط املایی بگیرد


