تبليغاتX
تا اطلاع ثانوی تعطیل است

تا اطلاع ثانوی تعطیل است

اراجیف باهار نارنج

هر چه می آیم از تو دور تر می شوم

فرار می کنی

آخر خوابهام همیشه می خندی

توی بیداری نگاهم نمی کنی

دوستت دارم جواب نمی دهد

دستم را ببرم برایت بیاورم

ای کاش زشت می شدم

ای کاش کور می شدم

رویا هام را توی خیابان انقلاب به چند بفروشم هم قیمت یک جلد چشمهای تو می شود ؟

گالینگور ؟

 زرکوب ؟

لبهام

 دو دو میزند برای یک بوسه !

 دل دل می کند برای یک تلفن !

تب که میکنم شاعریم را باد می برد .

قد یک علف هم که فارسی بدانم

دوستت دارم را یادم می ماند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 23:58  توسط باهار بی نارنج  | 

 

ای کاش خدا می گذاشت مردها هم لذت زاییدن را درک کنند آنوقت برای رقابت با زنان دنیا را به آتش نمی کشیدند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 23:6  توسط باهار بی نارنج  | 

 

پناهگاهی نیست

لامذهب که باشی مسجد راهت نمی دهند

بست نشینی مال مشروطه بود

دکانش تخته شده

تف که کرده باشی به مسیح مصلوب

کلیسا هم چپ چپ نگاهت می کند

کنیسه هم که حرفش را نزن

می ماند نمایندگی سازمان ملل

? Can you help me

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 22:28  توسط باهار بی نارنج  | 

 

بودن تو

یا

نبودن من

همین مضحکترین مساله ی دنیاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 11:39  توسط باهار بی نارنج  | 

زن با طعم لیمو

زن با عطر ریحان

بدون مواد نگهدارنده

با افزودنیهای مجاز

در بسته بندی جدید

جایزه دار با کارت قرعه کشی .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 8:39  توسط باهار بی نارنج  | 

متاسفانه به علت شعور پایین و درک ناچیز عده ای از به اصطلاح آدمها مجبورم منهم برای کامنتها فیلتر بزارم که بعد از تاییر منتشر بشن . قبلا از تمام دوستانی که بعد از کامنت گذاشتن با اون جمله ی کذایی رو به رو می شن معذرت می خوام . به هر حال این هم نوعی سانسوره .
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 7:41  توسط باهار بی نارنج  | 

 

من منتظرت هستم  

رک و راست بگویم

دیر کنی

می روم

من فرشته نیستم

انسانی هستم که عضلاتش درد می گیرد .

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 20:27  توسط باهار بی نارنج  |