هر چه می آیم از تو دور تر می شوم
فرار می کنی
آخر خوابهام همیشه می خندی
توی بیداری نگاهم نمی کنی
دوستت دارم جواب نمی دهد
دستم را ببرم برایت بیاورم
ای کاش زشت می شدم
ای کاش کور می شدم
رویا هام را توی خیابان انقلاب به چند بفروشم هم قیمت یک جلد چشمهای تو می شود ؟
گالینگور ؟
زرکوب ؟
لبهام
دو دو میزند برای یک بوسه !
دل دل می کند برای یک تلفن !
تب که میکنم شاعریم را باد می برد .
قد یک علف هم که فارسی بدانم
